بی تو
جمعه های منتظر، بی نشونی اند بی تو مولا
کوچه های شهرمون بارونی اند بی تو مولا
جمعه جمعه، لحظه لحظه، بی تو این غربت
دلای منتظرات اسیر زندونی اند بی تو مولا
گناهای منتظرات بسته راه اومدنت رو، میدونم
ببخش که دچار درد بی درمونی اند بی تو مولا
می خونن دعای فرج با چشای خیس و گریه
اما باز گرفتار گناهای جوونی اند بی تو مولا
غروبای جمعه، به هوای گریه چشای نازت
دنبال عطر یاس، دنبال یه نشونی اند بی تو مولا
چی می شد بیای پا بذاری رو چشامون
آخر عاشقات ، مث پیر کنعانی اند بی تو مولا
تاريخ : جمعه 09 آبان 1393 | 20:17 | نویسنده : yas_mahdi |
ارسال نظر(1)
.: Weblog Themes By Pichak :.
